|
اين عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت دوم خرداد را فرصتي براي طرح آرزوهاي دموکراتيکسازي دانست و گفت: در اين فضا گفتماني که ارائه ميشود، گفتمان اصلاحي است نه گفتمان انقلابي و اين گفتمان در برابر قرنها استبداد و لگدمال شدن حقوق و آزاديهاي فردي و جمعي مطرح شد...
-------------------------------------------------------
همايشي با عنوان «حماسه دوم خرداد» از سوي انجمن فرهنگ و سياست دانشجويان دانشگاه شيراز در تالار خوارزمي اين دانشگاه برگزار شد. دکتر الهه کولايي، فعال سياسي و عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت با اشاره به تجربيات مختلف دموکراسي در دنيا اظهار داشت: در تمام دنيا مردم تلاش ميکنند حکومتهاي دموکراتيک ايجاد کنند، در ايران نيز اين تلاش ارزشمند است با اين تفاوت که ما دچار نوعي تسلط و بازگشت به گذشته هستيم.
اين فعال سياسي با بيان اينکه صد سال پيش کشور ايران تجربه دموکراسي را در خاورميانه داشته است، نسبت به روند شكلگيري مجلس هشتم انتقاد كرد.
وي با بيان اينکه انقلاب اسلامي به عنوان يک فراز، گامي بزرگ به سوي دموکراسي بود، گفت: دوم خرداد همان تلاش اما بر پايه يک گفتمان اصلاحي بود.
وي دوم خرداد را فرصتي براي طرح آرزوهاي دموکراتيکسازي دانست و گفت: در اين فضا گفتماني که ارائه ميشود، گفتمان اصلاحي است نه گفتمان انقلابي و اين گفتمان در برابر قرنها استبداد و لگدمال شدن حقوق و آزاديهاي فردي و جمعي مطرح شد.
به اعتقاد وي حکومتهاي دموکراتيک نيازمند ايجاد زيربنا و تدارکاتي هستند تا امکان برگزاري اين نوع حکومتها فراهم شود.
وي با طرح اين سوال که شرايط حاکم بر تلاشهاي مردم ايران براي دموکراتيک سازي چه بود؟ اظهار داشت: نيازمند ساختارهاي زيربنايي مقوم دموکراتيک سازي هستيم و معتقدم عنصر سياست و مؤلفه سياست با همه نفوذ خود بحشي از ماجراست و دموکراتيک سازي عناصري چون اقتصاد و فرهنگ را نيز بايد مورد توجه قرار دهد و نخبگان اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي همه با هم بايد در ساختن جامعه دموکراتيک نقش داشته باشند و فقط اين نخبگان سياسي نيستند که در اين فرايند نقش دارند.
اين فعال سياسي همچنين با طرح اين سوال که براي مديريت فرآيند دموکراتيکسازي چقدر به تجربههاي ديگران مراجعه ميکنيم؟ اظهار داشت: مديريت تحولات اجتماعي و سياسي چقدر بر اساس برنامه سنجش امکانات صورت مي گيرد؟
وي افزود: تجربه اتحاد جماهير شوروي، اسپانيا و برزيل جلوي روي ماست و بايد در مديريت تحولات اجتماعي اين تجربهها را به کار گيريم.
وي در پاسخ به سخنران پيش از خود که پرسيد که رأي 20 ميليون نفري مردم به خاتمي کجا رفت و چرا هم اکنون آن 20 ميليون نفر نيستند؟ اظهار داشت: فراموش نکنيم که در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري مجموع کانديداهاي اصلاح طلب بيش از 17 ميليون رأي آوردند، لذا معتقدم نميتوانيم رفتارهايي را نشان بدهيم و منتظر پيامد آن رفتارها نباشيم، بنابراين اولويت امر را بايد منافع مردم و منافع جرياني که تمام تلاشمان براي پيشبرد آن است، قرار داد.
کولايي تاکيد کرد: بايد از تجربه مشروطه، ملي شدن صنعت نفت، دوم خرداد و سوم تير به عنوان درسي براي ادامه تلاشهاي اصلاحطلبانه استفاده کنيم و واقعاً بايد ديد چقدر به واقعيتهاي جامعه ايراني توجه ميکنيم.
اين استاد دانشگاه با تأکيد بر نقش عامل بينالمللي در دموکراتيک سازي اظهار داشت: عامل بيروني و بينالمللي در تضعيف پروژه دموکراتيک سازي به خصوص در پايان دهه 70 و آغاز دهه 80 نقش مهمي داشت و معتقدم آمريکا دغدغهاش اين است که چه کسي بهتر ميتواند منافع او را تأمين کند.
وي از تلاش جمهوري اسلامي ايران براي تحقق آرزوهاي خود به عنوان يک تلاش عام نام برد و گفت: در عين حال کشور ما شرايط خاص خود را دارد و عام کردن آرزوهايش وجود شرايط خاص را نفي نميکند.
پيش از سخنان دکتر کولايي، دکتر مسعود سپهر عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي نيز در سخناني اظهار داشت: خوشحالم از اينکه بعد از مدتها در دانشگاه شيراز آنچه که رسالت اصلي دانشجو و دانشگاه است شکل گرفته، اتفاقي که مي بايست مدام تکرار شود.
اين استاد دانشگاه سخنراني خود را با طرح اين سوال که آن 20 ميليون نفري که به خاتمي رأي دادهاند اکنون کجا هستند، چرا نيستند و چه اتفاقي براي آنها افتاده؟ اظهار داشت: بايد سوال کرد چرا اين روحيه حضور در مقطعي در کشور ما وجود داشته و الان وجود ندارد.
سپهر افزود: ريشه دارترين و مهمترين امر تعيين کننده هر جامعه، فرهنگ است و معتقدم فرهنگ امري به درازاي تاريخ است، با اين توضيح بايد نگاه کنيم چرا يک روز سيل خروشاني از مردم به راه ميافتد و روز ديگر گويي هيچ اتفاقي نيفتاده.
اين فعال سياسي با بيان اينکه هر ملت يک موجود زنده است، گفت: اينکه هر ملت چگونه خود را حفظ کند بستگي به محيط او دارد. ايرانيها در طول تاريخ مجبور به حفظ خود بودهاند و در اين راه از شيوه لاکپشتي استفاده کردند، در واقع به محض اينکه اوضاع نامساعد شد به لاک خود مي روند و با مساعد شدن اوضاع از لاک خود بيرون ميآيند با تمام اين اوصاف ملت ما در طول تهاجمات تاريخ ايراني باقي ماند و رنگ عوض نکرد.
به اعتقاد وي دوم خرداد سال 76 مقطعي بود که ملت خود را دوباره نشان داد و از لاک خود بيرون آمد و آنچه که به عنوان سکون و سکوت پس از دوم خرداد ميبينيم ، سکوت نيست بلکه يک انتظار است و در واقع افراد منتظر هستند تا زماني که ببينند مؤثر ميباشند و اينکه چه وقت ميتوانند حضور پيدا کنند و حرف خود را بزنند.
وي همچنين معتقد است: هر مرحله از تاريخ ايران يک دوم خرداد است که انتظار دوم خرداد ديگر را ميکشد.
به باور وي حاملان فرهنگ ايران زمين فرزندان فردوسي، دهقان زاده طوسي هستند که کار کرد تا فرهنگ و ادب و زبان فارسي بماند لذا آنها منتظر هستند که از ميان خاکسترها، مثل ققنوسها زنده شوند.
وي در پايان گفت: ما به عنوان کسي که ميداند در چه وضعيتي قرار دارد بايد پيشگامان شکستن اين لاک باشيم و اگر به سکوت خود ادامه بدهيم اين بحث پايدارتر خواهد ماند.
اين جلسه همچنين با پرسش و پاسخ دانشجويان همراه شد.
دانشجويي از كولايي سوال کرد چرا در مقطعي از اصلاحات برخي بحث عبور از نظام و ارزشها را مطرح کردهاند و چرا امروز بوش به خود جرأت ميدهد که بگويد از اصلاحطلبان حمايت ميکند؟
کولايي در پاسخ به اين دانشجو گفت: دوم خرداد بيان يک آرزو بود که ايدههاي مردم تحقق پيدا کند و معتقدم اصلاح طلبان يک طيف از انديشهها، ديدگاهها، باورها و اعتقادات بودند که ميتوانستند نقطه نظرات گوناگوني ارائه دهند، اما هيچ کدام از گروههاي اصلاحطلب در تقابل همديگر قرار نداشتند و اگر در بين جريانات اجتماعي و دانشجويي و گروههاي مردم بحثهايي مطرح شد که حتي قانون اساسي را زير سوال ببرند اين را بايد نتايج فضاي آزادي دانست که دولت اصلاحات به وجود آورد.
وي تأکيد کرد: اين مردم هستند که صلاحيت دارند چه کسي را بپذيرند و چه کسي را نپذيرند و معتقدم مردم در دوم خرداد براي وجود اين فضا به خاتمي رأي دادند و اينکه آرزويي را بيان کنيم معنايش اين نيست که ظرفيت هم وجود دارد.
اين فعال سياسي با بيان اين عقيده كه در برخي از قوانين ايراداتي مغاير با حقوق انسانها وجود دارد، خاطرنشان كرد: دموکراتيکسازي فقط يک امر سياسي نيست؛ بلکه خيلي از مسائل و مشکلات به حوزه اقتصادي برمي گردد اما متأسفانه در ايران همه مسائل را به سمت سياست مي برند.
وي تأکيد کرد: اصلاحات يک قرص نيست که بخوريم و فردا اصلاحطلب شويم بلکه نهادها و روشهاي دموکراتيک زمينهساز جامعه دموکراتيک است و دموکراتيک سازي يک پروسه است که صبر و حوصله ميخواهد و گرنه خاتمي قرار نبود معجزه کند.
وي همچنين در مورد اعلام حمايت بوش از اصلاحطلبان نيز گفت: اعلام مواضع دولت آمريکا نسبت به اصلاحطلبان نه ناشي از اعلام حمايت از اصلاح طلبان ديني، بلکه بر اساس يک فرض است. براين اساس كه حکومتهاي دموکراتيک تنش زا نيستند.
دكتر سپهر در پاسخ به اين دانشجو گفت: ما نه نوکر آمريکا هستيم و نه اسرائيل و من از دانشجويان سوال مي کنم امام حسين (ع) هم حرکت خود را يک حرکت اصلاحي دانست آيا نعوذ بالله بوش از يک معصوم حمايت ميکند!؟، لذا معتقدم اينجا دانشگاه است و دانشجو بايد حرف علمي بزند بنابراين صرف اينکه بوش اعلام حمايت ميکند معنايش اين نيست که اصلاح طلبان آمريکايي هستند.
يک دانشجو نيز سوال کرد تفکر منسجمي بر اصلاحطلبان حاکم نيست و اين مشکلي است که در اصلاح طلبان وجود دارد چرا؟، کولايي در پاسخ به اين دانشجو گفت: حزب پديده اي است که صرف تأسيسش کارکردها را به دنبال نخواهد داشت؛ بلکه بايد همه اعضاي حزب يک ديدگاه داشته باشند اما اين بايد، يک فعل مکانيکي نيست و زمان مي برد تا همه به يک فکر واحد برسند، لذا با توجه به اينکه حزب مشارکت يک حزب ده ساله است به زمان نياز دارد تا رفتار واحد از خود نشان بدهد.
وي افزود: تجربه ما يک تجربه دموکراتيک در داخل ساختار حزب مشارکت است و رفتارهاي دموکراتيک را داريم ياد ميگيريم و فکر ميکنم جامعه ايراني نيز در اين مسير حرکت کند. |